تبلیغات
عاشق باش زنده باش -یاس 961

عاشق باش زنده باش -یاس 961

به نام خدای مهربان عاشق که آبروی بندهاش نگه میداره که شاید او برگرده و او عاشقانه اورا می پزیرد

به نام خدای مهربان عاشق که آبروی بندهاش نگه میداره که شاید او برگرده و او عاشقانه اورا می پزیرد

عاشق باش زنده باش -یاس 961 به نام خدای مهربان عاشق که آبروی بندهاش نگه میداره که شاید او برگرده و او عاشقانه اورا می پزیرد










كلمة الله الرحمن الرحیم متحركة





Image result for ‫ع ش ق site:http://yas961.mihanblog.com‬‎    



Image result for ‫ع ش ق site:http://yas961.mihanblog.com‬‎




تاریخ : جمعه 12 مرداد 1397 | 07:29 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات


جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند (آری این همان دو دستی که با یکی کمان را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یکبار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار، قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود. آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد.) سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجراء کرد. جسد بی دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش. و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.
 ، سریال مختارنامه ، ماجرای به دام افتادن بی رحم ترین قاتل کربلا و کشته شدن او را روایت کرد: حرمله بن کاهل اسدی ، کسی که وقتی امام حسین (ع) برای طفل شش ماهه اش طلب آب کرد ، به جای آب ، تیری به سمت طفل روانه کرد و گلوی علی اصغر را پاره نمود.

روایتی که مختارنامه از ماجرای قتل حرمله نمایش داد ، بسیار عجیب و دور از ذهن بود و بیشتر شبیه فیلم های گانگستری بود: مختار و حرمله روبروی هم ایستادند و مانند گانگسترها که به هم تیر شلیک می کردند ، به سوی هم خنجر پرت نمودند. خنجر مختار بر گلوی حرمله نشست و خجنر حریف ، تنها بازوی مختار را زخمی کرد!

این در حالی است که چنین نوعی از نبرد ، هرگز در آن زمان رواج نداشته است و روایات تاریخی هم نشان می دهند که حرمله ، بدین شکل مضحک کشته نشده است بلکه دستگیر شده و بعد از کشته شدن ، سوزانده شد کما این که شیخ طوسی، در «امالی» می‌نویسد:

منهال بن عمرو (از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است) گوید: پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم. امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود:

«اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار؛ خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.»

آری، گرگ‌صفتان کربلا، هرکدام جنایتی بزرگ و فراموش‌ناشدنی مرتکب شده بودند، اما از نفرین امام سجاد(ع) معلوم می‌شود، هیچکس به اندازه حرمله، دل امام و اهل‌بیت(ع) را به درد نیاورده بود.

حرملهابومخنف از امام باقر نقل می‌کند: «هنگامی که علی‌اصغر، در دامن پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(ع) دشمن را نفرین کرد و فرمود: «...و انتقم لنا من هولاء الظالمین؛ خدایا انتقام ما را از اینها بگیر.» (1)

منهال گوید: «پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول قلع و قمع قتله کربلا بود و من قبلاً با او رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم و به سوی او شتافتم. او را در خارج از خانه‌اش با گروهی دیدار نمودم، گویا به مأموریتی می‌رفتند، تا چشم مختار به من افتاد، گفت: ها، منهال، چطور تا حال به دیدن ما نیامدی؟ و برای تبریک و تهنیت به خاطر پیروزی و حکومت ما سری به ما نزدی؟ و ما را در قیاممان همراهی نکردی؟!

منهال، گوید: به او گفتم امیر! من به سفر حج رفته بودم و حال خدمت رسیدم. آنگاه همراه او به راه افتادم و از اوضاع صحبت می‌کردیم تا به محله «کناسه» رسیدیم مختار، در انجا ایستاد و گویی منتظر است و به نقطه‌ای می‌نگریست و به او خبر داده بودند که اینجا مخفیگاه «حرمله» است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همچنان آنجا ماند. دیری نپائید که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند، بشارت ای امر بشارت، «حرمله» دستگیر شد. وعده‌ای، فردی را کشان کشان به نزد مختار آوردند. آری خودش بود، حرمله قاتل دلسنگ علی‌اصغر و جانی حادثه کربلا.»

تا چشم مختار به قیافه وحشت‌زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «الحمدلله الذی مکننی منک؛ خدای را شکر که به چنگ افتادی!» و بلافاصله فریاد زد: «جلّاد! جلّاد! (2) جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمائید قربان.»
مختار دستور داد: اول دو دوستش را بزن.

جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند (آری این همان دو دستی که با یکی کمان را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یکبار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار، قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود. آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد.) سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجراء کرد. جسد بی دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش. و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.

منهال گوید:مختار
من همچنان با چشمان حیرت‌زده، در کنار مختار ایستاده و منظره را تماشا می‌کردم، هنگامی که بدن حرمله، می‌سوخت با صدا گفتم «سبحان‌الله!» مختار ناگهان رو به من کرد و گفت: ها! منهال! تسبیح خدا گفتی، خوب اما علتش چه بود؟! گفتم: ای امیر! گوش کن تا برایت بگویم، در همین سفر که از مکه برمی‌گشتم به خدمت علی بن الحسین امام سجاد(ع) رسیدم، او از من حال حرمله را پرسید، من جواب گفتم: که هنوز زنده است. دیدم، امام(ع) دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد، و دوبار فرمود: «خدایا، سوزش شمشیر بر او بچشان و خدایای سوزش آتش را بر وی بچشان.»

مختار، با حالت تعجب پرسید: راستی تو خودت از امام این را شنیدی؟!

گفتم: آری، به خدا سوگند از خودش شنیدم.

منهال، می‌گوید: دیدم مختار، از اسبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌اش را طولانی کرد، سپس برخاست و سوار شد و تا آن وقت جسد «حرمله»، به ذغال تبدیل شده بود، با هم به راه افتادیم تا به محله خودمان نزدیک خانه‌ام رسیدیم، من در اینجا تعارف کردم و گفتم: ای امیر، اگر لطف کنید سرافرازم فرمائید و برای رفع خستگی چند لحظه‌ای به منزل من تشریف بیاورید و تغیر ذائقه‌ای بدهید و چیزی میل بفرمائید.

مختار نگاهی کرد و گفت: منهال! تو چهار دعای امام سجاد را برایم گفتی و خداوند دعای حضرتش را بدست من به اجابت رساند، آنگاه مرا به غذا دعوت می‌کنی؟ خیر، امروز وقت روزه شکر است و به این توفیقی که خدا نصیبم کرد نیت روزه کردم (3) و «حرمله» هموست که سر بریده حسین(ع) را حمل می‌کرد. (4)


1- تاریخ طبری، ج 5، ص 448
2- در بعضی نسخه‌ها: «جزار» دارد که به همان معناست.
3- از این روایت معلوم می‌شود که تا آن ساعت روز، مختار چیزی نخورده بود و می‌شود روزه مستحبی را نیت کرد.
4- امالی شیخ طوسی؛ بحارالانوار، ج 45، ص 232-233، چ بیروت؛ رجال کشی و مناقب ابن شهرآشوب؛ کشف الغمه؛ محجه البیضاء فی کاشانی، ج 4، ص 241


تاریخ : دوشنبه 12 آذر 1397 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات


سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س)

در روز دهم ربیع‌الاول حضرت خدیجه(س)، جانِ پیامبر می‌شود و تمام ثروت خود را در حضرت محمد(ص) خلاصه می‌کند. حضرت خدیجه(س) به خانه حضرت محمد (ص) می‌آید تا مرهم زخم‌های فردای حضرت شود.

به گزارش ایسنا، در روز دهم ربیع‌الاول زمانی که بیست‌ و پنج بهار از عمر پر برکت رسول خدا (ص) می‌گذشت با بانوی پاکدامن حجاز حضرت خدیجه (س) پیمان زندگی مشترک را امضا می‌کند. حضرت خدیجه (س)، به خانه‌ای می‌آید که زینتی جز حضور همیشگی ملائک ندارد؛ خانه‌ای که جز صدای محمد (ص)، هیچ موسیقی دیگری را نمی‌شناسد، خانه‌ای که افق‌های روشن آسمان، چشم به آستان بی‌آلایش آن دوخته‌اند.

پیامبر (ص) ۱۵ سال قبل از هجرت با حضرت خدیجه کبری (س) ازدواج کردند. در احادیث منابع شیعه و اهل سنت آمده است که حضرت خدیجه(س) بنت خویلد بن اسد، در دانش و اطلاع به کتب زمان خود معروف بوده است.

او از زنان قریش بوده و علاوه بر کثرت اموال و املاک، به عقل و کیاست نیز بر دیگرن برتری داشت و در آن زمان او را «طاهره»، «مبارکه»، «سیده نسوان» و «ملکه بطحاء» می‌نامیدند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می‌کشید و همیشه از علمای آن زمان نبوت آن حضرت را جویا می‌شدند.

برخی سن و سال حضرت خدیجه(س)، آن بانوی هوشمند و پاک را ۲۶ و ۲۸ سال نوشته‌اند، اما مشهورترین دیدگاه، همان است که ایشان به هنگام ازدواج با پیامبر ۴۰ بهار از عمرش می‌گذشت.

برخی برآن‌اند که « حضرت خدیجه(س) » پیش از پیمان زندگی مشترگ با پیامبر دوبار ازدواج کرده و همسرانش از دنیا رفته بودند و برخی نیز بر این اندیشه‌اند که او تا زمان ازدواج با پیامبر(ص) ازدواج نکرده بود.

مهر و علاقه خدیجه (س) به پیامبر(ص) و مقام معنوی ایشان سبب این ازدواج بود؛ مهری که بر محور ارزش‌های پاک انسانی استوار بود، به طوری‌که در زمان خواستگاری از مهر نبوت سؤال کرد که نشان دهنده علم و محبت ایشان نسبت به آل محمد(ص) است.

تجربه موفقی که پیامبر(ص) در تجارت از خود نشان داد، همچنین اعتبار و درستی او، باعث شد توجه خدیجه(س) به او جلب شود. خدیجه (س) زن نیکوکار، ثروتمند و زیبایی بود که خانواده‌اش به بازرگانی مشغول بودند. او محمد(ص) را استخدام کرد تا کالاهایش را در کشور سوریه به فروش برساند.

حضرت در اولین سفر خود، به خوبی به وظیفه‌اش عمل کرد. ایشان هنگامی که از سفر بازگشت، آن‌قدر سود کرده بود که حتی خود خدیجه(س) هم تا آن موقع چنین سودی نکرده بود. خدمتکار خدیجه(س) که در این سفر، حضرت را همراهی می‌کرد، پس از بازگشت، گزارش مفصلی به خدیجه(س) داد و از توانایی‌های فوق‌العاده محمد (ص) در کار تجارت، تعریف و تمجید کرد.

ماحصل ازدواج :

خداوند دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله که به آنها طیب و طاهر هم می‌گفتند، و چهار دختر به نام‌های ام کلثوم و زینب و رقیه و فاطمه (س) به آن بزرگوار عطا فرمود.

حضرت خدیجه (س) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود، پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار نکرد.

همچنین حضرت خدیجه (س) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار کرد.

شمه‌ای از فضایل  حضرت خدیجه (س)

از احادیث مشهور میان شیعه و اهل سنت این حدیث است که پیغمبر(ص) فرمود:

از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان فقط چهار زن به کمال رسیدند:آسیه دختر مزاحم، زن فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد.

و در حدیث دیگری فرمودند:خدای عز و جل از زنان عالم چهار زن را برگزید:مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.

و در تفسیر عیاشی از امام باقر(ع) از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمودند:

در شب معراج چون بازگشتم از جبرئیل پرسیدم:ای جبرئیل آیا حاجتی داری؟

گفت:حاجت من آن است که خدیجه را از طرف خدای تعالی و از جانب من سلام برسانی. و در کشف الغمة از علی(ع) روایت کرده که روزی رسول خدا(ص) در پیش زنان خود بود و در این هنگام نام خدیجه برده شد آن حضرت گریست، عایشه گفت:این چه گریه است که برای پیرزنی از بنی اسد می‏کنی؟

حضرت با ناراحتی فرمودند:او هنگامی مرا تصدیق کرد که شما تکذیبم کردید، و به من ایمان آورد وقتی که شما به من کافر بودید و برای من فرزند زایید که شما عقیم ماندید. عایشه گوید :از آن پس هرگاه می‏خواستم به نزد رسول خدا(ص) تقرب جویم به وسیله نام خدیجه تقرب می‏جستم.

و ابن هشام در کتاب سیره از عبد الله بن جعفر بن ابیطالب روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمود :من مأمور شدم تا خدیجه را به خانه‏ای از در و لؤلؤ در بهشت بشارت دهم.

منابع:

برگرفته از کتاب محمد (ص)، نوشته ثانی اثنین، ترجمه امیرصالحی طالقانی، انتشارات کتاب‌های بنفشه، چاپ اول، ۱۳۸۴.

عباس، قمی، سفینه‌البحار، ج ۱، ص ۳۷۹.

زندگانی حضرت محمد (ص) :سید هاشم رسولی محلات



تاریخ : دوشنبه 28 آبان 1397 | 12:18 ق.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : شنبه 26 آبان 1397 | 10:39 ق.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : جمعه 25 آبان 1397 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
داستان عشق,دوران نامزدی,برای ازدواج




داستان عشق، مثل همیشه پیچیده و مبهم است. با گذشت زمان و تغییراتی که در روابط انسانی حاصل شده به نظر می‌رسد زنان جرات‌مند‌تر شده‌اند و دیگر مانند سابق، کم‌رو و خجالتی نیستند. اما آنها همچنان در مورد وضعیت و سرنوشت خود، دچار ابهامند. بسیار دشوار است که بتوان به ذهن یک مرد نفوذ کرد و رویدادهای آینده را پیش‌بینی نمود.

دوست داشتن
یک زن در هر مرحله‌ای که باشد، از صحبت‌های مقدماتی گرفته تا دوران نامزدی، همواره کنجکاو است تا بداند طرف مقابل تا چه حدی این اشتیاق را دارد که سطح رابطه را به مرحله بعدی ارتقا دهد. معمولا طرح پرسش مستقیم یا بحث در این‌باره کمک چندانی نمی‌کند، حتی ممکن است موجب سردرگمی بیشتر نیز بشود. اما میزان صبر زنان برای رسیدن به پاسخ پرسش‌هایشان چقدر است؟ زنان امروزی تا ابد منتظر نمی‌مانند!

بنابراین، بسیار مهم است که وی سرنخ‌هایی در اختیار داشته باشد تا با استفاده از آنها نشانه‌هایی از طرز‌فکر طرف مقابل بدست بیاورد و بر اساس آنها تصمیم‌گیری کند. در اینجا با چند نکته آشنا می‌شویم که از نظر کارشناسان برانگیختگی و تاثیرات احساسی، هیجانی طرف مقابل را نشان می‌دهد؛

زبان بدن
اولین و مهمترین نشانه میزان دلبستگی، زبان بدن است. نوع نگاه، یکی از این نشانه‌هاست. گاهی هم ممکن است وی به صورت ناخودآگاه حرکات شما را تقلید کند. علاوه براین، ممکن استنشانه های دست‌پاچگی را در او ببینید. رفتارهای غیرعادی، خنده های با استرس، عرق کف دست، کشیدن نفس عمیق، بی‌قراری و … همه می‌توانند نشانه هایی از علاقه او به شما باشند. اینها از نشانه‌های علاقه‌مندی است و نشان می‌دهند که او سخت در تلاش است تا با شما ارتباط نزدیکتری برقرار کند.البته باید این نکته را هم در نظر داشت که زبان بدن تا حدی وابسته به شخصیت فرد و فرهنگی است که در آن رشد کرده است.

ارتباط
وقتی فردی به رابطه‌ای علاقه‌مند باشد و برای ازدواج پیش‌قدم شود، به هر یک از گفته‌های طرف مقابل کاملا توجه می‌نماید. این امر کاملا در تضاد با حواس‌پرتی همیشگی افراد است. به عنوان مثال وقتی صحبت‌های شما، او را از تماشای فوتبال باز می‌دارد، می‌توان از علاقه‌مندی فرد مورد نظر اطمینان حاصل کرد.

تغییر رفتار
نشانه های غیر کلامی اغلب واضح تر از نشانه های کلامی هستند. شخصی که از نظر احساسی به شخص دیگری وابسته است اغلب عادت های شخصی اش را تغییر می دهد تا شخصی را که با او تعامل دارد بازتاب دهد. پس اگر زمانی که به طرف او خم می شوید تا با او صحبت کنید او هم به طرف شما خم شد، و یا او با حالتی شبیه به شما رو به شما بنشیند، شما توجه و علاقه اش را جلب کرده اید.

زمینه‌های مشترک
فردی که به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند. او درمورد خانواده، پیشینه، سلیقه غذایی، ، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد کرد. انگیزه اصلی او این اسـت کـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرک بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد کند.  حتی سعی می‌کند مسائلی را که پیش از این جاذبه‌ای برایش نداشتند اما مورد علاقه شماست را دست کم یک بار امتحان کند.اگر از قایق سواری خوشتان نمیآید، او نیز ناگهان از این کار متنفر می شود.

توجه و مراقبت
زنان می‌خواهند توجه همسر آینده‌شان را تمام و کمال داشته باشند و حاضر نیستند آن را با کسی تقسیم کنند. البته مردان ممکن است توجه و مراقبت خود را به شیوه‌های مختلفی بروز دهند. میزان توجه او به شما همیشه یکسان و در حداکثر درجه است و ربطی به کیف و کفش تازه‌ای که خریده‌اید و توجه دیگران را جلب می‌کند، ندارد.

احترام
دقت کنید او چه در سطح گفتار و چه در عمل تا چه حد به شما احترام می‌گذارد. به نوع زبانی که بر می‌گزیند، لطیفه‌هایی که می‌گوید و در کل ادبیاتی که در برقراری رابطه با شما استفاده می‌کند دقت کنید و ببینید تا چه حد شما را به عنوان شریک زندگی‌اش پذیرفته است. فردی که به شما علاقه‌مند است تلاش می‌کند هیچ گزندی متوجه شما نشود. ممکن هست حتی اجازه ندهد شما با صحنه‌های ناخوشایند روبرو شوید. البته کسی که دوست‌دار واقعی شما باشد، نیاز به نمایش بیش از حد ندارد.

جایگاه ویژه
فردی که از صمیم قلب به شما علاقه‌مند باشد سعی می‌کند شما را به دوستان و خویشاوندانش معرفی کند و البته این کار را با افتخار انجام می‌دهد.

در تمام موارد بالا باید بررسی شود آیا این حالت‌ها از احساسی زودگذر ناشی می‌شوند و یا پایدارند. اگر احساسات اصیل باشند، همسر آینده‌ی شما حتی در مواقعی که خلق خوبی ندارید نیز شما را تحسین می‌کند. در سختی‌های کوچک و بزرگ زندگی کنار شما می‌ماند، با شما می‌خندد و هیچ‌گاه از اینکه از شما تعریف کند، خجالت زده نمی‌شود.

درگوشی کاملا خصوصی!
خیلی وقت ها مردها از دختری كه او را انتخاب کرده است، دوری می‌كنند هرچند ممكن است برای گذراندن لحظات لذتبخش جسمی و روانی مدتی با او بمانند اما هرگز او برای زندگی آینده انتخاب نمی‌كنند. چرا؟ چون پسرها از انتخاب شدن متنفرند و دوست دارند انتخابگر باشند. پس با تلاش برای جذب او، از او دور شده‌اید.

به هرحال اگر تمایل به ازدواج با ایشان را دارید بدون اینكه احساسی و هیجانی با این موضوع برخورد كنید، وجود یا فقدان نشانه ‌های اولیه یك همسر مناسب را در او بسنجید؛ پایبندی به دستورات دینی، خوش اخلاقی، تلاش و ... .

این نشانه‌ها تنها نشان می‌دهد این احساس دوطرفه است یا یكطرفه به سوی ناكجاآباد اما هرگز نشانگر این نیست كه آیا او لیاقت شما را دارد یا خیر، آیا او دارای معیارهای همسر مناسب هست یا خیر. پس صرفا به آنها اكتفا نكنید. علامت حقیقی عشق و تمایل او به شما تنها یك رفتار است؛ اگر شما دختر هستید، او با برپایی مراسم رسمی خواستگاری، تمام تلاش خود را خواهد نمود تا ضمن جلب موافقت خانواده خود، والدین شما را برای رسیدن به شما راضی نماید.



تاریخ : چهارشنبه 23 آبان 1397 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
تصاویر جالب فرا رسیدن ماه ربیع الاول

تاریخ : جمعه 18 آبان 1397 | 12:40 ق.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : پنجشنبه 17 آبان 1397 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : پنجشنبه 17 آبان 1397 | 10:24 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : چهارشنبه 16 آبان 1397 | 01:14 ق.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : چهارشنبه 16 آبان 1397 | 01:09 ق.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : سه شنبه 15 آبان 1397 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]
برچسب ها: حضرت زینب، خانم حضرت زینب، سلام الله علیها،

تاریخ : یکشنبه 6 آبان 1397 | 11:32 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات

متن اربعین حسینی با عکس نوشته





عکس نوشته اربعین حسینی + متن اربعین                                                   
متن اربعین حسینی با عکس نوشته


تاریخ : جمعه 4 آبان 1397 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
دنیای امروز یا اخردنیا کجاست ؟ زمان ظهوراقا حضرت مهدی علیه السلام 

 عصرجاهلیت مدرن  که تماما خونریزی جنگ  تجملات فقر هوا و هوس  تمام دنیا بهم ریخته چون دنبال صاحب باعدالتش میگردد امروز جمعه منتظر ظهورش بودیم نیامد باگناه خودمان ظهوراو را عقب انداختیم ازاقا طلب بخشش کنیم که خودمان به خودمان ظلم میکنیم شاید اقا بیاید انشالله

عکس نوشته امام زمان برای پروفایل


عکس نوشته امام زمان برای پروفایل


عکس نوشته امام زمان برای پروفایل
عکس نوشته امام زمان برای پروفایل




برچسب ها: حسین زمان، مهدی جانم، اقا حضرت مهدی اخردنیاشده کجایی،

تاریخ : جمعه 4 آبان 1397 | 11:15 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
[
]

تاریخ : شنبه 28 مهر 1397 | 04:37 ب.ظ | نویسنده : ملکه عشق پاکی | نظرات
تعداد کل صفحات : 42 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
کریمی(1)
< language="java" src="http://sound.nasr19.ir/index.php?id=2&mp3=http://www.uploadmusic.org/MUSIC/7079881338477940.mp3 &as=1&ar=0">
دریافت کد نوا